خدايا حواست هست؟...
اين صداي گريه از گلويي مي آيد که تو از رگ گردن به آن نزديک تري
خدايا...
بابت آن روز
که سرت داد کشيدم متاسفمــــ...!!!
من عصباني بودم
براي اوني که تو ميگفتي ارزشـــش رو نداره
و مــــــــــن پا فشاري مي کردم.....
هيچ کس نفهميد..
شايد شيطان ، عاشق حوا شده بود..
که به آدم سجده نکرد..
من زانوهايم را به آغوش كشيده بودم...
وقتي تو براي به آغوش كشيدن او زانو زده بودي.......
اين خانه ...
يک خوبي دارد !..
گوش صاحب خانه و همسايه هايش ..
سنگين است !..
گريه ي وقت و بي وقت مرا نمي شنوند !!
دلم بازي کردن مي خواهد
دلم بدترين بازي ِ دنيا را مي خواهد
و شکستن ِ تک تک قوانينش را
مي خواهم خطا کنم
تنهــايي يعني ،
بيــن ِ آدمــايي بـاشي که ميگن دوستت دارن ..
ولــي ،
کــنار ِدلتنگـيات نيـستن !
سكوت .... دردناكترين پاسخ من ؛ به بي رحمي هاي توست ... !!!
بيا غصه هايمان را تقسيم کنيم؛
دو تا من
هيچـــــي تو...
مي بينـــي؟؟؟
من هنــــــوز خسيسم!!!
وقتي تبر به جنگل آمد
درختان فرياد زدند و گفتن: نگاه کنيد دسته اش از جنس ماست
خسته ام نه اينکه کوه کنده باشم ها !
نه
دل کنده ام...
ميترسم اينقدر سکوت کنم تا از دستش بدم....
عاشق تَرين مَرد ...
آدم بود
کــه بهشت را بــه لَبخَندِ حوا فُروخت !!
تــو کور بودي و مَـــن کر و لال…
مــن برايتـــ دَست تکــان دادم وَ تـــو مَـــرا صِــدا زدي …
براي هَميـــن بود که مــا هــرگز بهم نرسيديم …!!!
مانده ام
با "دوستت دارمي" که قبل
از رفتنت گفتي...
چه کنم؟!!!
سکوت پشت سکوت...
حرف پشت حرف...
بغض پشت بغض...
دل من کي آرام ميگيري؟؟؟
هرشب موهايم را شانه مي کنم...
صبح که از خواب بيدار مي شوم....
موهايم پريشان است...
من هرشب...
خواب سر انگشتان تو را مي بينم!
يک بشقاب
يک پيش دستيِ کوچک
، يک قاشق چاي خوري و يک کارد ، روي ميز ، کنار دارو هايم
کافيست
تا هروقت چشمم به اينها مي افتد
ياد حضورت بيفتم....
راستش را بــگو
وقتي دستـــم را گرفتي
کدام خط دستـــم را
دستکـــاري کردي
که ســـرنوشتم از سر نوشته شــد...
گمـــــــــان مي کـــــردم وقتــــــــي نبــــــــــــــــــــاشم
دلـــــت مي گيـــــــــــــــــرد
1 روز
1 ماه
1 سال
از رفتنـــــــــــــم مي گذرد . . .
چه خيـــــال ِ بيهوده ايـــــــ
وقــــتي دلت با ديگريســــــــت ...
ميگن بارون مظهر دلتنگيه ...
ببين بي معرفت ....
با دلم چه کردي که برف مياد ...
بعضي آهنگها و ترانه ها براي گوش دادن ساخته نشده اند ...
اونها بوجود اومده اند
براي کمک کردن به آدمها براي
" يک دل سير گريه کردن "
از ته دل ...
تو به افتادن من در خيابان خنديدي و من
همه ي حواسم به چشمان مردم شهر بود که عاشق خنده ات نشوند.
در خانه باز شد
کودک گرسنه شادمان به سمت در دويد
مرد باز هم دست خالي به خانه آمده بود
کودک نگاهي به چشمان خيس و شرمسار پدر انداخت
دستان پدر را بدست گرفت تاديگر خالي نباشد
کافه چي !
امشب قهوه نميخواهم
فقط بگو امروز به کافه ات سر زد؟!!؟
روي ِ کدام صندلي نشست؟
آهاي کافه چي
حواست هست؟
قهوه نميخواهم
جواب ميخواهم !!!
فـک كن .. ايــن هـمـــــــه حـرف رو کيبـورد باشـه و تـــو نتـوني اون چيــزي
رو که مي خـواي ... اوني که حرف دلتــه رو تايپش کنـــــــــــي !
سلامتــي حــــــــرفاي دلـم كه هيشكـــي ازش خبـر نــــــــــــــداره...
اگه از سرماي زمستون بدنم کبود بشه
اگه تو گرماي تابستون له له بزنم
اگه از خشک سالي،زمين خدا کم بياره
اگه خورشيد آسمون زمينو ذوب کنه
اگه جنگ بشه و بمب اتم بزنن
اگه تمام پسرا بي همسر بمونن
اگه حس شهوت به سرم بزنه
فقط وفقط
اگه بدونم دوستم داري:
طاقت ميارم
طاقت ميارم
طاقت ميارم.
نظرات شما عزیزان:
موضوعات مرتبط: اس ام اس ، جملات فوق العاده زیبا و احساسی ، ،
برچسبها:













































